*سخنان کوروش بزرگ و ...

  دستانی که کمک می کنند پاکتر از دستهایی هستند که رو به آسمان دعا می کنند. 
خداوندا دستهایم خالی است ودلم غرق در آرزوها -یا به قدرت بیکرانت دستانم را توانا گردان یا دلم را ازآرزوهای دست نیافتنی خالی کن
اگر میخواهید دشمنان خود را تنبیه کنید به دوستان خود محبت کنید.
آنچه جذاب است سهولت نیست، دشواری هم نیست، بلکه دشواری رسیدن به سهولت است .
وقتی توبیخ را با تمجید پایان می دهید، افراد درباره رفتار و عملکرد خود فکر می کنند، نه رفتار و عملکرد شما
سخت کوشی هرگز کسی را نکشته است، نگرانی از آن است که انسان را از بین می برد .
اگر همان کاری را انجام دهید که همیشه انجام می دادید، همان نتیجه ای را می گیرید که همیشه می گرفتید .
افراد موفق کارهای متفاوت انجام نمی دهند، بلکه کارها را بگونه ای متفاوت انجام می دهند. 

پیش از آنکه پاسخی بدهی با یک نفر مشورت کن ولی پیش از آنکه تصمیم بگیری با چند نفر.
کار بزرگ وجود ندارد، به شرطی که آن را به کارهای کوچکتر تقسیم کنیم .
کارتان را آغاز کنید، توانایی انجامش بدنبال می آید .


انسان همان می شود که اغلب به آن فکر می کند .
همواره بیاد داشته باشید آخرین کلید باقیمانده، شاید بازگشاینده قفل در باشد.
تنها راهی که به شکست می انجامد، تلاش نکردن است .
دشوارترین قدم، همان قدم اول است .
عمر شما از زمانی شروع می شود که اختیار سرنوشت خویش را در دست می گیرید .
آفتاب به گیاهی حرارت می دهد که سر از خاک بیرون آورده باشد .
وقتی زندگی چیز زیادی به شما نمی دهد، بخاطر این است که شما چیز زیادی از آن نخواسته اید .
من یاور یقین و عدالتم من زندگی ها خواهم ساخت، من خوشی های بسیار خواهم آورد من ملتم را سربلند و ساحت زمین خواهم کرد، زیرا شادمانی او شادمانی من است.


 

حالا یه داستانک :
زمانی کزروس به کوروش بزرگ گفت چرا از غنیمت های جنگی چیزی را برای خود بر نمی
داری و همه را به سربازانت می بخشی. کوروش گفت اگر غنیمت های جنگی را نمی
بخشیدیم الان دارایی من چقدر بود؟ گزروس عددی را با معیار آن زمان گفت. کوروش
یکی از سربازانش را صدا زد و گفت برو به مردم بگو کوروش برای امری به مقداری پول
و طلا نیاز دارد. سرباز در بین مردم جار زد و سخن کوروش را به گوششان
رسانید.مردم هرچه در توان داشتند برای کوروش فرستادند. وقتی که مالهای گرد آوری
شده را حساب کردند ، از آنچه کزروس انتظار داشت بسیار بیشتر بود.کوروش رو به
کزروس کرد و گفت ، ثروت من اینجاست.اگر آنها را پیش خود نگه داشته بودم ، همیشه
باید نگران آنها بودم . زمانی که ثروت در اختیار توست و مردم از آن بی بهره اند
مثل این می ماند که تو نگهبان پولهایی که مبادا کسی آن را ببرد
                                                                                                                      حالا اینم یه شعر:                                                                                              به کوروش چه خواهیم گفت؟ اگر سر بر آرد ز خاک اگر باز پرسد ز ما
چه شد دین زرتشت پاک
چه شد ملک ایران زمین
کجایند مردان این سرزمین
به کوروش چه خواهیم گفت؟
اگر دید و پرسید از حال ما
چه کردید بُرنده شمشیر خوش دستتان کجایند میران سر مستتان چه آمد سر خوی ایران پرستی چه کردید با کیش یزدان پرستی به شمشیر حق ، نیست دست که بر تخت شاهی نشسته است ؟ چرا پشت شیران شکسته است ؟ در ایران زمین شاه ظالم کجاست ؟ هوا خواه آزادگی ، پس چرا بی صداست ؟ چرا خامش و غم پرستید کمر را به همت نبستید چرا اینچنین زار و گریان شدید سر سفره خویش مهمان شدید
چه شد عِرق میهن پرستیتان
چه شد غیرت و شور و مستیتان
سواران بی باک ما را چه شد
ستوران چالاک ما را چه شد
چرا مُلک تاراج می شود
جوانمرد محتاج می شود
چرا جشنهامان شد عزا در آتشکده نیست بانگ دعا چرا حال ایران زمین نا خوش است چرا دشمنش اینچنین سر کش است چرا بوی آزادگی نیست، وای بگو دشمن میهنم کیست، های بگو کیست این ناپاک مرد که بر تخت من اینچنین تکیه کرد که تا غیرتم باز جوش آورد ز گورم صدای خروش آورد به کوروش چه خواهیم گفت؟ اگر سر بر آرد ز خاک
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
/ 1 نظر / 13 بازدید
omid

وبلاگ خيلي باحالي داريد من بيشتروقتم دروبلاگ شما هستم [گل] اگرگسترشش بديد خيلي بهتره [قلب] اگرممکن هست ازوبلاگ من ديدن کنيد نظرخودتان راهم بدهيدwww.ghodratsystem.blogfa.com