تاريخ : ۱۳٩۱/٦/۱٥ | ۱٢:٤٥ ‎ب.ظ | نویسنده : میرزا رضا

 

http://www.vazirifamily.org/IMAGES/tableau.jpg


خورشید در میانه آسمان بود که سپاهیان نادرشاه افشار وارد دهلی شدند به پادشاه ایران زمین گفتند اجازه می دهید وارد قصر پادشاه هند محمد گورکانی شویم ؟

نادرشاه گفت اینجا نیامده ایم پی تخت و تاخ ، بگردید و مزدوران اشرف افغان را بیابید .

هشتصد مزدور اشرف ، که بیست سال ایران را ویران ساخته بودند را گرفتند . نادر رو به آنها کرد و گفت : چگونه بیست سال در ایران خون ریختید و به ناموس کسی رحم نکردید ؟ ! آیا فکر نمی کردید روزی به این درد گرفتار آیید ؟

مزدوری گفت می پنداشتیم همه مردان ایران ، شاه سلطان حسین هستند و ما همواره با مشتی ترسوی صفوی روبروییم.

از میان سپاه ایران فریادی برخواست که ما همه نادریم ! و مردان سپاه بارها این سخن را از ته حنجره فریاد کشیدند . " ما همه نادریم "

و به سخن ارد بزرگ :  کشوری که دارای پیشوایی بی باک است همه مردمش قهرمان و دلیر می شوند .

اگر خوب گوش هایمان را تیز کنیم فریاد های سربازان ایران را باز هم می شنویم " ما همه نادریم

برگرفته از:

فروم ایساتیس

 



تاريخ : ۱۳٩۱/٥/٥ | ۱۱:۳٦ ‎ب.ظ | نویسنده : میرزا رضا

آهنگری شمشیر بسیار زیبا تقدیم شاپور پادشاه ساسانی نمود . شاپور از او پرسید چه مدت برای ساختن این شمشیر زمان گذاشته ایی و آهنگر پاسخ داد یک سال تمام . پادشاه ایران باز پرسید و اگر یک شمشیر ساده برای سربازان بسازی چقدر زمان می برد ؟ و او گفت سه تا چهار روز . 

شاپور گفت آیا این شمشیر قدرتی بیشتر از آن صد شمشیر دیگری که می توانستی بسازی دارد ؟ 

آهنگر گفت: خیر ، این شمشیر زیباست و شایسته کمر شهریار ! 

پادشاه ایران گفت : سپاسگذارم از این پیشکش اما ، پادشاه اهل فرمان دادن است نه جنگیدن ، من از شما شمشیر برای سپاهیان ایران می خواهم نه برای خودم ، و به یاد داشته باش سرباز بی شمشیر نگهبان کیان کشور ، پادشاه و حتی جان خویش نیست . این سخن شاپور دوم ما را به یاد این سخن دانای ایرانی ارد بزرگ می اندازد که : فرمانروای شایسته اسیر کاخ ها نمی شود نگاه او بر مرزهای کشور است .

شاپور با نگاهی پدرانه به آهنگر گفت اگر به تو پاداش دهم هر روز صنعتگران و هنرمندان به جای توجه به نیازهای واقعی کشور ، برای من زینت آلات می سازند و این سرآغاز سقوط ایران است . پدرم به من آموخت زندگی ساده داشته باشم  تا فرمانرواییم پایدارتر باشد . پس برای سربازان شمشیر بساز که نبردهای بزرگ در راه است.

برگرفته از:

باشگاه گفتمان آذر



تاريخ : ۱۳٩۱/٥/۱ | ٥:٤٤ ‎ب.ظ | نویسنده : میرزا رضا

نیمروز بود. کشاورز و خانواده اش برای نهار خود را آماده می کردند. یکی از فرزندان گفت در کنار رودخانه هزاران سرباز اردو زده اند. چادری سفید رنگ هم در آنجا بود که فکر می کنم پادشاه ایران در میان آنان باشد. سه پسر از میان هفت فرزند او بلند شدند به پدر رو کردند و گفتند زمان مناسبی است که ما را به خدمت ارتش ایران زمین درآوری ، پدر از این کار آنان ناراضی بود اما به خاطر خواست پیگیر آنها پذیرفت و به همراهشان به سوی اردو رفت . 

دو جنگاور در کنار درختی ایستاده بودند که با دیدن پدر و سه پسرش پیش آمدند : جنگاوری رشید که سیمایی مردانه داشت پرسید چرا به سپاه ایران نزدیک می شود . پدر گفت فرزندانم می خواهند همچون شما سرباز ایران شوند . 

جنگاور گفت تا کنون چه می کردند . پدر گفت همراه من کشاورزی می کنند .  

جنگاور نگاهی به سیمای سه برادر افکند و گفت و اگر آنان همراه ما به جنگ بیایند زمین های کشاورزیت را می توانی اداره کنی ؟

پیرمرد گفت آنگاه قسمتی از زمین ها همچون گذشته برهوت خواهد شد .

 جنگاور گفت : دشمن کشور ما تنها سپاه آشور نیست دشمن بزرگتری که مردم ما را به رنج و نابودی می افکند گرسنگی است کارزار شما بسیار دشوارتر از جنگ در میدانهای نبرد است . 

آنگاه روی برگرداند و گفت مردم ما تنها پیروزی نمی خواهند آنها باید شکم کودکانشان را سیر کنند .  و از آنها دور شد .  

جنگاور دیگری که ایستاده بود به آنها گفت سخن پادشاه ایران فرورتیش ( فرزند بنیانگذار ایران دیاکو ) ! را بگوش بگیرید و کشاورزی کنید . و سپس او هم از پدر و سه برادر دور شد .  

فرزند بزرگ رو به پدر پیرش کرد و گفت : پدر بی مهری های ما را ببخش تا پایان زندگی سربازان تو خواهیم بود . ارد بزرگ خردمند برجسته کشورمان می گوید : فرمانروایان همواره سه کار مهم در برابر مردم دارند . نخست : امنیت ، دوم : آزادی و سوم : نان .

سخنان پادشاه ایران فرورتیش نشان می دهد زمامداران ما از آغاز تلاش می نمودند نان مردم را تامین کنند

برگرفته از:

باشگاه گفتمان آذر



تاريخ : ۱۳٩۱/٤/٢ | ٤:۱٧ ‎ب.ظ | نویسنده : میرزا رضا

کارت پستال های زیر که در ابتدای قرن بیستم در اروپا منتشر شده اند تصاویری برجسته نما (سه بعدی) از نقاط مختلف ایران را نشان می دهند. عکاسی برجسته نما به تکنیکی در عکاسی گفته می شود که با کنارهم گذاری دو تصویر «آف ست» و نمایش جداگانه ی آن ها به چشم چپ و راست توهمی از عمق را در بیننده ایجاد کند.

انیمیشن این تصاویر توسط شهرفرنگ تهیه شده است تا توهم عمق بازسازی شود.
Animated Stereoscopic Image of Yazdekhast

انیمیشن تصویر برجسته نمایی از یزدخواست

Original Stereoscopic Image of Yazdekhast


ادامه مطلب
تاريخ : ۱۳٩۱/۳/٢٧ | ۳:٢۸ ‎ب.ظ | نویسنده : میرزا رضا

درود بر همگی!

پس از امتحانات بسیار دوباره بازگشتیم و با شما هستیم.

روزی که سپاه ایران خود را آماده می ساخت شر یونانی ها را پس از سالها بردگی از روی ایران کم کند باران بسیاری بارید یکی از جادوگران در بین مردم شایعه کرده بود این باران اشک آسمان بخاطر مرگ جوانان ما است و بزودی خبرهای بسیار بدی می رسد . این خبر را به اشک یکم نخستین پادشاه از دودمان اشکانیان دادند او هم خندید و گفت این شاد باش آسمانها به ماست باران مایه رحمت و رویش است نه پیام شوم . سپاه کوچک و پارتیزانی او خیلی زود بخش بزرگی از شمال خراسان را از شر یونان آزاد ساخت و دل ایرانیان میهن را در همه جا گرم نمود اشک های بعدی ایران را به شکل کامل آزاد ساختند .

اندیشمند برجسته کشورمان ارد بزرگ می گوید : باران ، مهر آسمان است نه بغض آن ، همانند آدمیان مهرورزی که می بارند و کینه توزانی که خشک و بی نشانند .

نکته ایی را باید در این جا بنویسم و آن واژه پارتیزان است در کشورمان بسیاری فکر می کنند این واژه مربوط به مبارزین کمونیست اروپای شرقی در ۵۰ سال پیش است حال آنکه این واژه در واقع مربوط به سپاهیان اشک یکم بود چون آنها از خاندان پارت بودند و ارتش منظمی هم نداشتند و به شکلی چریکی به سپاه حمله می کردند به آنها پارتیزان می گفتند پارتیزان ها بسیار تیراندازان باهوشی بودند و با تعداد اندک توانستند به مرور دشمن را از ایران پاکسازی نمایند .



ادامه مطلب
تاريخ : ۱۳٩۱/٢/۸ | ۱۱:٠٠ ‎ق.ظ | نویسنده : میرزا رضا

نام روزهای هفته‌ فرنگی از گاهنامه کهن ایرانی برگرفته شده است می دانیم که نام روزهای هفته در ایران باستان بدین گونه بوده است:

کیوان شید (شنبه):
نخستین روز هفته به نام کیوان شید نامگذاری شده است که تشکیل شده است از کیوان + شید. کیوان بعد از مشتری بزرگترین سیاره شمرده میشود که 700 برابر زمین است. آنرا زحل نیز نامیده اند. شید نیز به چم (معنی) نور و روشنایی است. از این رو روز نخست ایرانی حکایت از سیاره روشن و نورانی را دارد.

مهر شید (یکشنبه):
روز دوم از هفته مهرشید است که مهر آن به چم (معنی) دوستی و مهربانی در پهلوی میتراست. مهر برگرفته شده از آئین هفت هزار ساله میترایی است. مهر همچنین ایزد عهد و پیمان است و در اوستا آمده است که هیچ چیز بر ایزد مهر پوشیده نخواهد بود. نامگذاری این روز به مهرشید حکایت از تعهدی است که بین مردمان باید برقرار باشد زیرا در ایران باستان پیمان شکنی و دروغ بزرگترین گناهان به حساب می آمده است. شید نیز به چم (معنی) روشنایی و نور می باشد.



ادامه مطلب
تاريخ : ۱۳٩۱/۱/٢٩ | ۸:٢۳ ‎ب.ظ | نویسنده : میرزا رضا

همواره
در میان زبان‌ها، داد و ستد وجود داشته است و واژه‌ها از زبانی به زبان دیگر در
رفت و آمد بوده‌اند. زبان فارسی نیز به عنوان زبانی که در ایران از دیرباز تا به
امروز رواج داشته از چنین قاعده‌ای به دور نبوده است و بلکه داد و ستدهای فراوانی
نیز در خود دیده است که البته بحث دربارهٔ دلیل آن، خود نیازمند گفتاری دگر است.

دراینجا، کوشش نگارنده این بوده است که واژگان فارسی را که به زبان‌های دیگر وارد
شده‌اند، گردآوری کند و از میان زبان‌های وام‌گیرنده، آنهایی را برگزیده است که
شناخت کمتری از ایشان در دست است. سخن کوتاه می‌کنیم و به نام بردن از شماری
واژگان فارسی در زبان‌های سوئدی، اویغوری چین و بوسنیایی می‌پردازیم...



ادامه مطلب
تاريخ : ۱۳٩٠/۱٢/٢٥ | ۱٠:٤٥ ‎ق.ظ | نویسنده : میرزا رضا

با سلامی دوباره!

گفتیم تا زیاد از چهارشنبه سوری دور نشدیم درباره ی کوهی که برای خود می سوزد و می سازد هم مطلبی بگذاریم...

در جاده رامهرمز به سمت رود زرد و در مسیر خیجه و ماماتین بعد از روستای گنبد لران، کوهی آتشین وجود دارد که از گذشته های دور تا کنون شبانه روز می سوخته است، مردم محلی به این کوه "تشکوه" می گویند.

تشکوه در شرق شهرستان رامهرمز در فاصله 6 کیلومتری روستای ماماتین در جاده رامهرمز ــ ابوالفارس واقع شده است. به گفته کارشناسان زمین شناسی دلیل شعله ور شدن آتش کوه گوگرد موجود در زمین و متصاعد شدن گاز طبیعی از عمق زمین به سطح است. گازهای هیدروکربنی از لایه های مختلف زمین عبور می کنند و از هر درز و شکافی در سطح زمین به بیرون شعله ور می شوند به طوری که در شب نور سوختن این گاز بیشتر دیده می شود.



ادامه مطلب
تاريخ : ۱۳٩٠/۱٢/٢۱ | ٢:٢٦ ‎ب.ظ | نویسنده : میرزا رضا

پادشاه ایران جمشید ، شب بیست و نهم فروردین ، در خواب دید ایران را آذین بسته اند اما هیچ کس را نمی شناخت . آدمها تن پوش دیگری داشتند .


همه می دویدند ، یکی گفت اینجا چرا ایستاده ایی ؟ ! جشن نوروز بزودی فرا می رسد باید آن را با خویشاوندانت پاس بداری !

جمشید با تعجب گفت فردا جشن نوروز را آغاز می کنم ! چرا امروز می دوید ؟

آن مرد گفت جمشید ده هزار سال پیش این جشن را بر پا نمود ! زودتر به خانه ات رو که خویشاوندانت چشم بدر دارند !

جمشید از خواب پرید و فهمید جشن نوروز جاودانه است .

او نوروز را به روشنی و بزرگی برگزار نمود و در آنجا رو به ایرانیان کرد و گفت اگر شدنی بود هر روز را نوروز می نامیدم ...

نوروز ماند چون همراه بود با سرشت آدمیان و طبیعت همانگونه که ارد بزرگ می گوید : نوروز ایرانیان ، فرخنده جشن زمین و آدمیان است و چه روزی زیباتر از این ...؟

برگرفته از:

موشولینا



تاريخ : ۱۳٩٠/۱٢/۱٩ | ۱۱:٠٦ ‎ق.ظ | نویسنده : میرزا رضا

  تا بحال فکر کرده اید چرا هفت‌سین؟ چرا مثلا شش سین یا پنج سین نمی‌گذاریم و همه می‌کوشیم حتما تعداد سین‌های مان را به هفت تا برسانیم؟ با  اینکه می‌دانیم عدد هفت در بسیاری از تمدن‌ها مقدس است. حتی در بین جادوگران هفت عدد قدرتمندی است .در ایران باستان، جشن‌هایی به مناسبت‌های گوناگون ملی و مذهبی برگزار می‌شد. اما از آن میان، هفت جشن جزء جشن‌های واجب به شمار می‌آمد که شش جشن، جشن‌های گاهانبار یا سالگرد آفرینش‌های شش گانه بود. این جشن‌ها به ترتیب عبارت‌اند از: «مید یوزرم گاه»،‌ جشن میانه بهار که از 11 تا 15 اردیبهشت به مناسبت سالگرد آفرینش آسمان برگزار می‌شد. «میذ یوشم گاه» جشن نیمه تابستان از 11 تا 15 تیر به مناسبت سالگرد آفرینش آب «پیتی شهیم گاه»، به معنی «دانه آور»، سالگرد آفرینش زمین و فصل گردآوری غله است که از 26 تا 30 شهریور برگزار می‌شد. «ایا سرم گاه»، از 26 تا 30 مهر است و سالگرد آفرینش گیاه و «برگشت» معنی می‌دهد، چون چوپان با گله بر می‌گردد و آغاز زمستان است. «مید یاریم گاه» به معنی «میان سال» که سالگرد آفرینش چارپای مفید است و جشن میان زمستان، زمانی است که برای دام انبار زمستانی می‌شود. «همسپد میدم گاه» به معنی «با هم بودن و با هم گرد آمدن‌» که سالگرد آفرینش انسان است و پنج روز آخر سال برگزار می‌شود. هفتمین جشن از اعیاد هفتگانه واجب «نوروز» است. رسم‌های بسیاری هم در حاشیه این جشن رواج داشت که با عدد هفت پیوند خورده بود. به عنوان مثال، در میز سیمین مقابل شاه وقت، هفت گونه غله و شاخه‌های هفت نوع درخت را می‌نهادند، روی همان میز هفت بشقاب کاشی سفید و هفت درهم سفید از سکه‌های ضرب شده در عرض سال.




ادامه مطلب
تاريخ : ۱۳٩٠/۱٢/۱٧ | ۱٠:٠۱ ‎ب.ظ | نویسنده : میرزا رضا

دوستان عزیز بار دیگر پیش شما آمدیم تا یک دروغ دیگر را نقش بر آب کنیم. برای همین خواهشمندم به متن زیر توجه کنید:

((تجارت ماهی قرمز مدت هاست که در دوره زمانی ۱۵ اسفند تا ۱۵ فروردین شکل میگیرد تجارتی که محصول آن هیچ ریشه ای در تاریخ باستانی عید نوروز ایرانی ندارد .

۸۰ سال پیش به همراه ورودچای به ایران ماهی قرمز نیز که سمبل عید چینی ست به سفره های هفت سین مراسم عید نوروز ما وارد شد غافل از اینکه در عید چینی ماهی قرمز را رها میکنند تا زندگی جریان یابد و ما ماهی قرمز را اسیر تنگ بلورین میکنیم تا همزمان با رشد سبزه های سفره هایمان و باروری زمین هر روز او را به مرگ نزدیک و نزدیک تر کنیم .
جالب است بدانید در هیچ کدام از مراسم سنتی مان در مورد نوروز ماهی قرمز جایگاهی ندارد در میان رسوم زرتشتی در سفره عید انار به نشانه باروری و عشق و یا سیب سرخ درون ظرف آب مقدس رها میشود تا عشق و باروری همچنان پاینده بماند. اگر ایرانی ها می دانستند که ماهی قرمز هیچ ریشه تاریخی در سفره هفت سین ندارد به جای پرداخت برای خرید و قتل ماهی های قرمز به بهانه عید، سیب قرمز یا انار را در آب رهامیکردند که ریشه در تاریخ این دیار دارد .

هر سال ایام عید ۵ میلیون قطعه ماهی میمیرند. ۵ میلیون قطعه ماهی قرمز به خاطر رنگ و لعاب سفره هفت سین، به خاطر هیچ و عجیب نیست اگر بدانیم در صورتیکه ایرانی ها از خرید ماهی قرمز منصرف شوند این تجارت سیاه روزی پایان خواهد یافت. عجیب نیست اگر باور کنیم سیب سرخ یا انار همان سرخی هفت سین ایرانی ست که ریشه در تاریخ چند هزار ساله سنت ما دارد .

عجیب نیست اگر تابلوی معروف هفت سین کمال الملک را در کاخ گلستان به تماشا بنشینیم و ببینیم که او نیز ماهی قرمز را میان سفره هفت سینش طراحی و نقاشی نکرده است .

ماهی قرمز در سفره هفت سین ایرانی جایی ندارد پس لطفاًماهی قرمز نخرید.))
البته میدانم که بیشتر شما به نادرستی متن بالا پی بردید ولی باهم نادرستی آن را ثابت می کنیم.
 


ادامه مطلب
تاريخ : ۱۳٩٠/۱٢/۱۱ | ۱٠:۳٧ ‎ب.ظ | نویسنده : میرزا رضا

با سلامی دوباره به همه ی شما دوستان گرامی!

هرچه گشتیم تا ارتباطی میان مجلس و تاذیخ پیدا کنیم نشد،ولی در عوض چند تصویر تاریخی از آن برای شما آماده کرده ایم که امیدوارم لذت ببرید.



ادامه مطلب
تاريخ : ۱۳٩٠/۱٢/۸ | ٢:۳۳ ‎ب.ظ | نویسنده : میرزا رضا

بـا هـدف گـسـترش فـرهـنـگ و تاریـخ فــرامــوش شـده ی ایــران زمـیـن تصمیم گرفتیم که برنامه ای چندرسانه ای برای شما دوستان عزیز قرار دهیم.استــفــاده از ایـــن  بـرنــامـه  صد در صد رایـگان است.

ایـن بـرنـامـه با نـرم افـزار ادوبـی فلش سـاخته شـده است و بر روی تـمـامی سیـستمهـا با حـداقـل سخت افـزار اجـرا مـی شـود ، نیـازی به نـصـب برنـامه هـای جـانبی نـیـسـت.

پس از دانـلود برنامه و نـصـب آن بر روی سیـستم شمـا می تـوانـیـد فایـل هـای مـوزیـک را بـه صـورت جـداگـانه مـورد اسـتـفـاده قـرار دهـیـد.

برای دانلود به ادامه ی مطلب بروید...



ادامه مطلب
تاريخ : ۱۳٩٠/۱۱/٢٦ | ٩:٥۱ ‎ب.ظ | نویسنده : میرزا رضا

موزه ی جواهرات ملی
خزانه جواهرات ملی ایران با نام خزانه جواهرات سلطنتی، در سال ۱۳۳۴ در تهران و به منظور نگهداری جواهرات ملی ایران برپا شده‌است. در دوره قاجار جواهرات سلطنتی در کاخ گلستان نگهداری می‌شد. با روی کار آمدن رضا شاه پهلوی، جواهرات سلطنتی به زیرزمین کاخ مرمر منتقل شده و پس از تکمیل ساختمان بانک ملی ایران، جواهرات به این موزه منتقل شد. خزانه جدید بانک مرکزی در تپه‌های عباس آباد تهران در حال ساخت است.
موزه فرش ایران
 موزه فرش ایران موزه در 22بهمن ماه 1356 افتتاح شد.
ساختمان موزه فرش ایران معماری شکیل و چشم‌گیری دارد که آذین‌های نمای بیرونی آن شبیه به دار قالی است‌. سطح نمایشی موزه مساحتی برابر 3400 مترمربع را در بر می‌گیرد که شامل دو تالار است و برای نمایش انواع قالی‌های دست بافت و گلیم مورد استفاده قرار می‌گیرد.
مجموعه موزه فرش ایران شامل با ارزش‌ترین نمونه‌های گلیم و قالی ایران از قرن نهم هجری تا دوره معاصر است و از منابع غنی تحقیقی برای پژوهشگران و هنر دوستان به شمار میآید. معمولاً حدود 135 تخته از شاه‌کارهای قالی ایران‌، بافت مراکز مهم قالی‌بافی مانند کاشان‌، کرمان‌، اصفهان‌، تبریز، خراسان‌، کردستان و جز آن‌ها، در تالار طبقه هم‌کف به معرض نمایش گذاشته می‌شود.



ادامه مطلب
تاريخ : ۱۳٩٠/۱۱/۱٥ | ۱٠:٢٧ ‎ب.ظ | نویسنده : میرزا رضا

برای دیدن اندازه ی بزرگ تر تصویر را دانلود کنید.



تاريخ : ۱۳٩٠/۱۱/۱٢ | ٧:٤٠ ‎ب.ظ | نویسنده : میرزا رضا

واقعا تا حالا اندازه ی فونتی بزرگ تر از این دیده بودید؟ حتما برای خیلی از شما این روزنامه آشناست. حالا یک نکته ی جالب . عکسی که در روز نامه می بینید هیچ گاه درباره ی ورود امام به ایران در آن روز نبوده و از آرشیو گرفته شده است!



تاريخ : ۱۳٩٠/۱۱/۱٠ | ٩:٠٦ ‎ب.ظ | نویسنده : میرزا رضا

آیا می دانید فردا چه اتفاقی خواهد افتاد؟ ما هم نمی دانیم! ولی فردا در 33 سال پیش را چرا.



تاريخ : ۱۳٩٠/۱۱/٩ | ٩:۳۸ ‎ب.ظ | نویسنده : میرزا رضا

بدو بدو ... جدیدترین اخبار ... خونه دارو بچه دار ... زنبیلوبردارو بیار! البته این اخبار کمی سالخورده شده اند! حدود سی و سه سال!

برای بزرگ تر دیدن می توانید تصویر را دانلود کنید.



تاريخ : ۱۳٩٠/۱۱/۸ | ٩:۱۳ ‎ب.ظ | نویسنده : میرزا رضا

برای دیدن اندازه ی بزرگ تر روزنامه آنرا دانلود کنید.



تاريخ : ۱۳٩٠/۱۱/٧ | ٦:٤٦ ‎ب.ظ | نویسنده : میرزا رضا

یادمان نرود که صد(١٠٠ ) ها سال یک شاهنشاهی بزرگ و پهناور با بیش از ١۴٠ میلیون آدم،
 با زبان پارسی گردانده میشد و هیچ دشواری هم در اینکار نبود. حتی هزاران
واژه ئ پارسی به زبان تازی راه یافته اند و معرّب شده و گاهی برخی از آنها
بار دیگر به زبان ما بازگشته اند. ( مانند چراغ = سراج ، اندازه = هندسه ،..) . 
 نسکخانه های(کتابخانه های) بسیاری در ایران بودند که شوربختانه، بدست عرب بیابانی بکام
آتش سپرده شدند و آنهمه گنجینه های زبان پارسی همه ، جای خود را به
نادانی تازی دادند. تنها اندکی از کتابها، برای از میان نرفتن به تازی
برگردانده شدند ولی بسیاری از واژه ها برای همیشه در ژرفای تاریک تاریخ
فراموش شدند ، چون زبان گفتاری ، توانایی نگهداشت بیش از چند هزار واژه
ساده را نداشت و ندارد. از آن پس هم که کتابها به تازی نوشته میشد و اگر پایداری
ملی و روان آزادگی خواه ایرانیان در کتابهایی چون شاهنامه شکوفا نمیشد ،
چه بسا که ما نیز چون شامیان و مصریان و مراکشیان و بربرها ! اکنون
بخشی از شعب عرب ! بودیم



ادامه مطلب
تاريخ : ۱۳٩٠/۱۱/۳ | ٥:٠٧ ‎ب.ظ | نویسنده : میرزا رضا

در قدیم هر ملتی برای اینکه مردم خود را از دیگران جدا کند از واژه های به خصوصی استفاده می کرد.برای نمونه ایرانیان به غیر ایرانی ها <<انیرانی>> رومی ها به غیر رومیان <<بربر>> که البته توهین بود یعنی وحشی می گفتند و عرب ها هم عجم و ...

سری بازی‌های «شاهزاده ایران» نام یک سری بازی نام‌آشنایی است که اکثر جوانان حداقل با نام آن آشنا می‌باشند. به دلیل برخی تحریف‌های تاریخی و توهین‌های مذهبی که در این سری بازی‌ها، به ویژه در آخرین نسخه آن، در مورد ایرانیان و عقاید آنها رخ داده است، لازم دانسته شد تا به شرح و توضیح آن پرداخته شود.



ادامه مطلب
تاريخ : ۱۳٩٠/۱٠/٢٩ | ۱٠:٥٤ ‎ب.ظ | نویسنده : میرزا رضا

اول از همه چیز باید این نکته را روشن کنم که :"همیشه پای یک عرب در میان است!" باور ندارید به ریشه ی تکه کلام :"لولو داره میاد!" توجه کنید.

هر گاه بخواهند کودکی را از گریه و بازیگوشی باز دارند او را از لولو می ترسانند و در حالی که پدر یا مادر انگشت بر روی بینی می گذارد به طرف حیاط خانه اشاره می کند و می گوید: لولو آمد. اگر چه لولو جزء ضرب المثل ها نیست ولی چون در مورد کودکان بازیگوش به کار می رود قطعاً ریشه تاریخی و علت تسمیه ای دارد که لازم آمد معلوم شود این واژه از کجا و به چه مفهوم و منظوری در زبان فارسی داخل شده است.
ابولؤلؤ یا فیروز یک نفر ایرانی اهل نهاوند و از اسیران جنگ جلولاء(یکی از جنگ های جریان حمله ی اعراب) بود که در دستگاه مغیرة بن شعبه از سران و داهیان صدر اسلام به شغل غلامی و بندگی خدمت می کرده است. چون صنعتگر ماهر و زبردستی بود مغیره او را مجبور می کرد که در خارج از خانه کار کند و ماهی یک صد درهم به وی بدهد...



ادامه مطلب
تاريخ : ۱۳٩٠/۱٠/٢٧ | ۱٢:٢٢ ‎ب.ظ | نویسنده : میرزا رضا

دوستان عزیز به تازگی مطلع شدیم که پایگاهی  برای نظر سنجی درباره ی نام خلیج همیشه فارس بر پا شده و متاسفانه نام خلیج فارس کم تر از 50% رای آورده است.بدین وسیله از همه ی شما خوانندگان گرامی خواهشمندم که به این پایگاه رفته و به خلیج همیشه فارس رای دهید.و به تمام کسانی هم که به نحوی با ایشان رابطه دارید بگویید.

برای رای دادن به خلیج فارس کافیست وارد صفحه اصلی سایت به آدرس  http://www.persianorarabiangulf.com   شده و بر روی گزینه خلیج فارس کلیک کرده و گزینه vote را فشار دهید.پس از هر 24 ساعت می توانید یک رای دیگر بدهید.

نکته قابل توجه نام دامین این سایت است که در آن سعی شده نام اسمشو نبر را القا نموده و در صفحه اصلی سایت نقشه گوگل بدون نام خلیج نمایش داده شده است.به امید روزی که همه ی اعراب در آتش نابود گردند.

خواهش می کنم که کار کنید تا همان گونه که ما به گذشتگان افتخار می کنیم آیندگان هم به ما افتخار کنند.این جا جاییست که باید ایرانی بودن خود را ثابت کنیم و از شرف و غیرت خود دفاع کنیم.

  تا ایران و ایرانی زنده است خلیج فارس پاینده و جاوید باد 



تاريخ : ۱۳٩٠/۱٠/٢٥ | ٦:٤٠ ‎ب.ظ | نویسنده : میرزا رضا

همین حالا چشمان خود را ببندید (راستی نبندید چون نمی توانید این مطلب را بخوانید!) و تصور کنید که به شما بگویند:"آب حیاتی که در داستان ها آن همه تعریفش را می گفتند وجود دارد!" واقعا چه قدر شگفت زده می شدید و برای رفتن به محل این چشمه پول خرج می کردید؟با فرض این که در کشور دیگری باشد؟ حالا اگر دوباره همان آدم به شما بگوید که :"بابا چشمش همین جا در ایران است!!!" دیگر احتمالا فکر کنم که از شگفتی ... بوم!

ولی حالا باید بگویم که :"خوشبختم من همان آدم هستم!" و این هم چشمه ی "باداب سورت" در ایران عزیز...

فکر کنید روی صخره های نارنجی رنگی قدم می زنید که لایه لایه زمین را بالا رفته اند و آب از بلورهای سنگی شان چکه می کند... رو که بر می گردانید، پشت سرتان زمین لایه لایه سبزآبی است... کمی آن طرف تر، لایه لایه زرد... فکر کنید مشتتان را زیر یکی از قندیل های سنگی گرفته اید و آب صخره ها را مزه مزه می کنید؛ ترش، خنک، متفاوت! بعد یکی پیدا شود و از جادویی بودن این معجون زرد رنگ بگوید که شفای بیماری هاست و دوای دو هزار درد! برای سفر به چنین سرزمین شگفت انگیزی حاضرید چه بهایی را بپردازید؟

 



ادامه مطلب
تاريخ : ۱۳٩٠/۱٠/٢٢ | ۱۱:٢٩ ‎ب.ظ | نویسنده : میرزا رضا

شاید شما هم در فیلم های قدیمی مانند کارآگاه علوی این خودرو ها را دیده باشید.

خودروی پلیس، از دهه ۱۳۲۰ تا کنون به روایت تصویر



ادامه مطلب
تاريخ : ۱۳٩٠/۱٠/۳ | ٢:۱٥ ‎ب.ظ | نویسنده : میرزا رضا

هنوز بلد نبودم بنویسم "ایران" که نقشه‌اش را نشانم دادند.توپ رنگارنگی را برایم خریدند و گفتند:این یعنی همه‌ی دنیا...و میان آن همه‌ی دنیا ، آبی‌هایش را بیشتر نگاه کردم؛ چون هنوز بلد نبودم بنویسم دریا،خلیج ...دنیا را می‌چرخاندم و از تلاقی رنگ‌هایش خنده‌ی کوچکی تمام کودکی‌ام را پر می‌کرد.اما زیر پاهای گربه‌ای خوابیده، آبی همان آبی بود...بزرگتر شدم...یاد گرفته بودم بنویسم ایران...با زبانی که "فارسی" می‌نامیدندش و در پیچ و خم‌های تاریخش می‌بالیدم به واژگانی که بوی پارس می‌داد و این شد تعصب،غرور و غیرت ایرانی من.به من یاد داده‌ بودند که باید روی خیلی چیزها حمیت داشته باشم و یکی از آنها پهنای آبی رنگی بود بر روی کره‌ی کوچک بچگی‌هایم که در جغرافیا"خلیج فارس" می‌‌نامیدیمش.و من هی بزرگ شدم و نام خلیج هم بزرگتر...روزی از پنجره‌ی هواپیما نشانم دادند و گفتند نفس بکش، حتی اگر از پشت شیشه باشد و من به اندازه آن گریه کردم،به اندازه عمق و وسعت خلیجم...هنوز آنقدر بزرگ نشده بودم که بفهمم سیاست می‌تواند روی همه‌ی احساسات کودکانه‌ی من بنشیند و یا پا بگذارد؛ اما می‌فهمیدم که می‌خواهند نام خلیج را از ما بدزدند ودزدی چیز بدیست!نقشه‌ام را در بغل می‌گرفتم تا هیچکس نتواند به آن تعدی کند و به خیالم در دنیا همان یک نقشه بود که من داشتم و خوشحال بودم...

هنوز هم خوشحال هستم و می‌دانم که اگر بخواهند پسوند زیبای فارس را از آبی‌ترین خلیج بدزدند- که نمی‌توانند- باز هم این نفس‌های آبی آب است که در هر دم و بازدم "فارس" را تکرار می‌کند...

نغمه افشار




ادامه مطلب
تاريخ : ۱۳٩٠/۱٠/۱ | ۸:۳٩ ‎ب.ظ | نویسنده : میرزا رضا

دوستان با ادامه ی روایت زندگی کورش از زبان کتزیاس دروغ گو می پردازیم:

پس از آن کورش به راهنمایی اندرز بُدش ، از شاه دستوری گرفت که برای انجام قربانی و دیدار پدر به پارس رود و پنج ماهه باز گردد . در روز رهسپاری کورش به سوی پارس ، زن کلدانی خوابگذار که پس از سربه نیست شدن شوهرش با برادر او زناشویی کرده بود و داستان خواب را میدانست از اندیشه هاس کورش بو برد و آن راز را به شوهر تازه اش بازگفت . این مرد هم انه را که شنو نزد آستواگس فاش کرد و اندرزش داد که کورش را در بازگشتن از پارس نابود کند پادشاه ماد این رای را پذیرفت وی در ان شب به باده نوشیدن نشست و کنیزان رقاص و عود زن و سراینده اش با او بودند یکی از خوانندگان ماهروی سرودی چنین سر داد :

شیری که گرازی را به چنگ داشت

رهایش کرد تا به کام خود شودبه جائی که بر نیرویش بیافزاید و کار را بر شیر دشوار کند

و سر انام هم اگر چه زور شیر نباشد

او را از پای در آورد

نقاش : آنگوس مک براید




ادامه مطلب
تاريخ : ۱۳٩٠/٩/٢٩ | ۱٠:٠٠ ‎ب.ظ | نویسنده : میرزا رضا

دوستان با توجه به نزدیک شدن به یکی از مهم ترین جشن های ایرانی تصمیم گرفتم درباره ی آن کمی بنویسم.

دیر زمانی است که مردمان ایرانی و بسیاری از جوامع دیگر، در آغاز فصل زمستان مراسمی را برپا می‌دارند که در میان اقوام گوناگون، نام‌ها و انگیزه‌های متفاوتی دارد. در ایران و سرزمین‌های هم‌فرهنگ مجاور، از شب آغاز زمستان با نام «شب چله» یا «شب یلدا» نام می‌برند که همزمان با شب انقلاب زمستانی است. به دلیل دقت گاهشماری ایرانی و انطباق کامل آن با تقویم طبیعی، همواره و در همه سال‌ها، انقلاب زمستانی برابر با شامگاه سی‌ام آذرماه و بامداد یکم دی‌ماه است. هر چند امروزه برخی به اشتباه بر این گمانند که مراسم شب چله برای رفع نحوست بلندترین شب سال برگزار می‌شود؛ اما می‌دانیم که در باورهای کهن ایرانی هیچ روز و شبی، نحس و بد یوم شناخته نمی‌شده است. جشن شب چله، همچون بسیاری از آیین‌های ایرانی، ریشه در رویدادی کیهانی دارد.

یلدا یعنی یادمان باشد که زندگی آنقدر کوتاه است که یک دقیقه بیشتر با هم بودن را
باید جشن گرفت
یلدایتان مبارک.



ادامه مطلب
تاريخ : ۱۳٩٠/٩/٢٧ | ٢:٢٩ ‎ب.ظ | نویسنده : میرزا رضا

برای این که مطلب برای دوستان خواننده جا بیفتد تصمیم گرفتم که یکی از دروغ پرداز ترین تاریخ نگاران درباره ی ایران را به شما معرفی کنم تا به هر روایتی اعتماد نکنید.

کتزیاس نویسنده دروغ پرداز و یاوه سرای یونانی در مورد کورش و روی کار آمدن او روایتی آورده بود که همه آن به دست ما نرسیده است و تنها از روی نوشته های فتیوس و چند تن ار تاریخ نویسان پسین تر به ویژه نیکلائوس دمشقی از آن آگاهی داریم .چنان مینماید که نیکلائوس  پیشگفتار کوتاهی بر اصل روایت کتزیاس افزوده است که با این سخن آغاز میشود « نویسنده گوید که در  آسیا .. » و این پیشگفتار برای آن آورده شده است که زمینه داستان برای خواننده روشن شود.



ادامه مطلب
تاريخ : ۱۳٩٠/٩/٢٦ | ۱:٢٢ ‎ب.ظ | نویسنده : میرزا رضا

بار دیگر با سری مقاله های حمله ی اعراب پیش شما آمدیم.

در مقاله ی بابک (پاپک) خرم دین آقای شهبازی تا آن جا رفت که بابک هنگامی که با خلیفه عباسی : معتصم روبرو شد با شجاعت تمام خلیفه را تحقیر کرده و ذره ای کوتاه نیامد و بقدری معتصم را عصبانی کرد که دستور داد یک دست بابک را قطع کنند و سپس دست و پاها و سایر اندام وی را قطع کرده و به فجیع ترین شکل به قتل رساندند .جالب است که اندکی بعد خلیفه معتصم به همین افشین هم بدگمان می شود او را به زندان انداخت و در گرسنگی و با رنج و درد فراوان به قتل رساند .خلیفه جبار عباسی دستور داد جنازه های افشین و مازیار را چون بابک در بیرون شهر بغداد به دار بیاویزند و سالها این جنازه ها آویزان بود تا تبدیل به اسکلت شد .

 

ولی همیشه زمانی هست که ورق بر می گردد.(عاشق گفتن این جور جمله ها هستم!)با ما باشید...



ادامه مطلب
تاريخ : ۱۳٩٠/٩/٢۳ | ۱:٤۱ ‎ب.ظ | نویسنده : میرزا رضا

با سلام و درودی دوباره به بینندگان

نخست این نویسنده در نظر داشت که مطلب پهلوانان ایرانی را ادامه بدهد.(با این فرض که همه ی خوانندگان درباره ی کورش بزرگ اطلاعاتی کافی دارند) و این مقوله از نظر من مختومه بود. تا آن هنگام که آقای "سریاز وطن" آمد و این حرف ها را درباره ی او گفت:

<<من فقط می گم به پشتوانه این چرتپرتا حداقل دو خط مطالعه کن.نه تاریخی که به دستور کوروش نوشته شده.حالا تو گوش کن من می گم".این جا اوضاع خیلی خراب است مردم پنهانی درباره ی  روحانیون زرتشت صحبت می کنند....
می گویند" انها ظالم اند .چرا فقط انها حق تعلم دارند.مگر ما چکار کردیم که باید تا اخر عمر  کشاورزی کنیم.....
و در این  حین ماموران  دولتی سر می رسند...
عده ای انها را لو داده بودند....
انها به جرم اعتراض به قوانین زمان کوروش وروحانیت زرتشت محکوم به انداخته شدن در روغن داغ  بودند....
تمام مردم با این وضعیت مخالف اند...
هرچندحکومتیان  و نظامیام   وروحانیون مخالفتی ندارند..."نوشته اکلیوس خنیوس>>

در ادامه ی مطلب هر چه در چنته دارم برای اثبات اشتباهی این نظر به کار خواهم بست.با ما باشید...



ادامه مطلب
تاريخ : ۱۳٩٠/٩/٢۱ | ۱٠:٢۱ ‎ب.ظ | نویسنده : میرزا رضا

درباره فیلم ۳۰۰ هر ایرانی شنیده است. ۳۰۰ عنوان فیلمی سینمایی محصول آمریکاست که در سال ۲۰۰۷ به روی پرده رفته بود. این فیلم به کارگردانی زاک اسنایدر از روی کتاب مصوری نوشته فرانک میلر به همین نام توسط شرکت «برادران وارنر» ساخته شده‌است.

آنچه این فیلم را نگران کننده می سازد وفور اشتباهات تاریخی در آن نیست؛ این هم نگرانی آور نیست که خشایار، نوه ی کوروش بزرگ و عاشق همسر خویش، استر، به صورت مردی با حرکات زنانه نشان داده شده است؛ حتی این هم مهم نیست که فیلم از کلیشه ی نژادپرستانه ای استفاده می کند که در آن نقش ایرانی ها را افریقایی ها بازی می کنند و اسپارتی ها سپید و چشم آبی و شبیه مردان رقصنده در سالن های استریپ تیز هستند. حال آنکه این نقش ها را می توان به راحتی برعکس کرد

به عدد 300 دقت کنید که مشابه zoo نوشته شده است



ادامه مطلب
تاريخ : ۱۳٩٠/٩/۱۸ | ٢:۱۸ ‎ب.ظ | نویسنده : میرزا رضا

در این بخش از سری مقاله های پهلوانان ایرانی به معرفی پهلوانی می پردازیم که اسطوره نبوده و واقعیت وجود آن اثبات شده است.پهلوانی که به یونانی نام او آریو برزن است ولی نام درست پارسی او آریا برزین می باشد.جنگاوری که طعم شکست را به اسکندر چشاند.طمع کار نبود و قلبش برای وطن می تپید .هزار بار جوانمرد تر از لیونیداس که فیلمش را ساخته و ستایشش می کنند.او با این که در کنار تخت جمشید قرار داشت به دزدیدن یک سکه از میلیون ها تالان (هر تالان در آن دوره 8475تومان تومان در این دوره است) فکر نکرد.این هم سرگذشت او برای شما عزیزان ...



ادامه مطلب
تاريخ : ۱۳٩٠/٩/۱٧ | ٤:۳۳ ‎ب.ظ | نویسنده : میرزا رضا

دوستان در بخش پیشین گفتیم که در نگاه دولتمردان ایرانی عربستان بیش از یک صحرای خشک و بی آب و علف با یک سری اقوام نیمه وحشی که تمام زندگی آنها را شتر تشکیل می دهد نبود و لیاقت اینکه نام ایران بر آن گذاشته شود را نداشت.واینک ادامه ی ماجرا...



ادامه مطلب
تاريخ : ۱۳٩٠/٩/۱٦ | ٥:٠٥ ‎ب.ظ | نویسنده : میرزا رضا

سیاوش هم یکی دیگر از پهلوانان شاهنامه و پاک ترین شاهان است و داستان زندگی او بسیار شبیه چند تن از پیامبران است.

امروزه هم مردم فارس و جمع زرتشتیان مراسمی به نام (سوگ سیاوش) را در عزای مرگ او بر پا می کنند.(مانند محرم).او کسی است که بسیار مظلومانه کشته شد.



ادامه مطلب
تاريخ : ۱۳٩٠/٩/۱٤ | ۱۱:۱۸ ‎ق.ظ | نویسنده : میرزا رضا

  و به درخواست یکی از بینندگان بر آن شدیم که داستان هجوم تازیان به کشورمان را به طور مفصل (و مو به مو) باز گو کنیم تا دوستان نا آگاه عبرت گیرند و دشمنان خونخوار بدانند و چیزی به نادرستی نگویند.حقیقتی که خیلی ها اون رو تو قالب یک دروغ و برعکس اون چیزی که اتفاق افتاده تو مغز مردم فرو کردند ولی من در این پست این حقیقت تلخ رو براتون میگم.به نظر من کسی که این مطلب رو ندونه و نفهمه که این اقوام نیمه وحشی چه بلایی سر مردم و کشورش و دینش آوردن از زمان خیلی عقب مونده و یه جورایی داره به ایران و آریایی های کشورش ظلم میکنه



ادامه مطلب
تاريخ : ۱۳٩٠/٩/۱۳ | ۱:٢٢ ‎ب.ظ | نویسنده : شروین شهبازی

در این نوشتار به معرفی یکی دیگر از پهلوانان این مرز و بوم می ردازیم و چون همگان از ایشان اطلاع دارند تلاش کردیم تا نا گفته هایی راز از او بگوییم.



ادامه مطلب
تاريخ : ۱۳٩٠/٩/۱٢ | ٢:۳٠ ‎ب.ظ | نویسنده : میرزا رضا

در این نوشتار نخستین های ایران گفتیم کمی از فاز تاریخی بیرون آمده و نخستین های ایران امروز را بنویسیم.بعضی از آن ها افتخار آفرین اند و بعضی تامل برانگیز.

قضاوت درباره اش با شما



ادامه مطلب
تاريخ : ۱۳٩٠/٩/۱٢ | ۱:٥۱ ‎ب.ظ | نویسنده : میرزا رضا

خواستم نوشتار پهلوانان ایرانی را ادامه بدهم که با بر خوردن به این مطلب اشک در جشمانم جمع شد و دوستان موقتا مطلب پهلوانان ایرانی را به کنار می گذاریم و این نوشتار را بررسی می کنیم.

بدبختانه عدم شناخت نسل امروز نسبت به تاریخ باشکوه ایران باعث شده است که بسیاری از داشته‌های خویش را در دستان دیگران ببینیم و لذت هم ببریم!

سریال افسانه جومونگ (ساخته کشور کره جنوبی) در واقع بخشی از تاریخ ایران را ربوده است. آنها نام ارمنستان را لاک گرفته و بر آن سرزمین «بویو» گذارده‌اند فرمانروایی ایران را هم سلسله «هان» نامیده‌اند. در تاریخ سلسله (هان) سواره نظام زره‌پوش وجود ندارد این سواره نظام بنا بر همه اسناد تاریخی مربوط به ارتش پارت ایران بوده است.



ادامه مطلب
تاريخ : ۱۳٩٠/٩/۱٢ | ۱٢:٤٤ ‎ب.ظ | نویسنده : شروین شهبازی

خب بعد از نوروز دومین جشن مهم ایرانی جشن مهرگان است که این دفعه به این جشن بزرگ می پردازیم : 

         



ادامه مطلب
تاريخ : ۱۳٩٠/٩/۱۱ | ٧:٠۸ ‎ب.ظ | نویسنده : شروین شهبازی

در این موضوع به مهم ترین جشن ایرانیان یعنی نوروز مپردازیم :

                   



ادامه مطلب
تاريخ : ۱۳٩٠/٩/٩ | ۳:٠٢ ‎ب.ظ | نویسنده : میرزا رضا

از آنجایی که این نخستین نوشتار این نویسنده است خواستم درباره ی اولین های دنیا بنویسم.

 صفحه به صفحه کتاب تاریخ ایران پر شده است از هنرها و اختراعات و ابداعات ایرانیان که باعث سربلندی ایران بزرگ است.

 ایرانیان از 9000 سال پیش و قبل از دوران آریایی ها ابداعاتی داشتند که هر روزه با پیشرفت زمان به آنها افزوده می شود.

 اگر ما بخواهیم تمام این فناوری ها و اختراعات را بازگو کنیم صدها کتاب در این مورد باید بنویسیم. بنابراین تنها به خلاصه ای از این اختراعات بسنده می کنیم.




ادامه مطلب
تاريخ : ۱۳٩۳/٩/٧ | ۱٠:٤٠ ‎ق.ظ | نویسنده : شروین شهبازی

درود بر همه ی شما بینندگان

این وبلاگ برای آشنا کردن دوستان محترم  با تاریخ این سرزمین  جاویدان ساخته شده است.چون:

 <<ملتی که گذشته ی خود را نشناسد دوباره اشتباهات آن را تکرار می کند>>

به امید یاریتان در ساخت وبلاگی خوب...

ندانی که ایـــران نشستِ   من است     جهـــان سر به سر  زیر  دست ِ منست

هنر   نزد  ایرانیان  است و  بـــس          ندادند   شـیر    ژیان     را    به کــس

همه   یکـدلانند   یـزدان   شنــــاس       بـه  نیکـــی  ندارنـــد  از  بـد   هـراس

نمــانیم کین بـــــوم، ویران کننـــــد         همی غــارت از شهـــر ایــــــران کنند

نخـــوانند بر مــا کـــسی آفــــــرین         چو ویـــران بود بـــــوم ایــران زمــین

دریغ است ایـران که ویـران شــود           کُنام  پلنگــــان   و  شیــران   شــود

چـو ایـــــران نباشد  تن  من مـبــاد         در این بـــوم و بر زنده یک تن مبــــاد

همـه روی  یکسر  بجـنگ  آوریــم           جــهان بر   بـداندیـــــش   تنـگ آوریم

همه سربه سر تن به کشتـــن دهیــم     از آن به، که  کشـــور به دشمـن دهـیم

چنین  گفت  موبد  که مردن  به نام        بـه از زنـــده،  دشمـــن بر او   شادکام

اگر کُشـت  خواهـد  تو را روزگــار            چــه  نیکـو تر  از  مـرگِ  در کـار زار

 «حکیم ابوالقاسم فردوسی توسی»

پر بیننده ترین مطالب این هفته:

پهلوانان ایرانی - قسمت چهارم - سیاوش - سرزمین جاویدان

جاسوسی از بزرگ ترین ناو هواپیما بر جهان! - سرزمین جاویدان

تاریخچه ی ماهی قرمز سفره ی هفت سین

انبار تمامی مطالب وبلاگ از آغاز تا امروز



ادامه مطلب
  • پاپو مارکت
  • خوشنویسان